تبليغاتX
میز 4 گوش

میز 4 گوش

 

...ومحبتت بدترین کیفر من است

...پررومیشوم آقا...پررو...

۲۴/۲/۸۷

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:35  توسط مهدی روشن ضمیر طبری  | 

نوری تابید

وطرحی برامتدادخاکستری چهاردیواری ام کشید.

خانه دیگرعبوس نبود.

 

۲۲/۲/۸۷

بابل

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:26  توسط مهدی روشن ضمیر طبری  | 

مرد به بوعلی گفت تو که انقدر خدا خدا می کنی کجاست بمن نشان بده ؟

 

بوعلی با لبخندی بی نگاه رفت.

 

روزی دیگر مرد آمد

 

چهره اش مچاله

 

چشمانش چیزی به درآمدن از حدقه نمانده بود،گفت که شکمم درد میکند-عجیب.

 

بوعلی گفت درد!؟کجاست بمن نشان بده؟

 

مرد بی طاقت با فریاد گفت مگر درد نشان دادنی هست؟

 

بوعلی گفت با همان لبخند روز سوال

 

بهمان دلیل که درد نشان دادنی نیست،خدا هم همینطور.

 

 در گوش بوعلی گفتم

 

درد حس است

 

بازتابش چروک صورت و ناله هست

 

اما

 

آیا خدا هم حس هست؟

 

بوعلی از آن وقت تا بحال دارد فکر میکند.

 

۱۱/2/87

بابل

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 18:19  توسط مهدی روشن ضمیر طبری  |