همان کودک غمگین سی سال دور
که در آستانه ی در حلبی اتاق زنگی اش ایستاده بود
اکنون ایستاده از پاره گی های دیوار حلبی اتاق زنگی
به من مینگرد
اما دیگر جوان سی ساله است
که مدام سن دار تر خواهد شد
شاید بی خانه تر.
87/11/25.بابل
برای حلبی آبادهای دائم.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 12:3 توسط مهدی روشن ضمیر طبری
|
این یکی از ماجراهای واقعیه.
برای حسین که زنگ میزنم و حال مهرداد رو میپرسم با همنون زنگ غصه دار صداش میگه هیچ اتفاقی نیافتاده و هنوز بهوش نیومده...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:53 توسط مهدی روشن ضمیر طبری
|
قبل از همه سراغ پدر را میگیرم
وقتی که به مادرم تلفن میکنم
میگوید خوب است و بعد
احوال برادرم.
سراغ خواهرم را میگیرم
وقتی که برادرم گوشی تلفن خانه اش را بر میدارد.
به خواهرم میگویم
میدانی پدر شمعدانی نقره ی زندگی اش را
بی خبر از مادر
با گلهای شمعدانی مادرش بده- بستان کرد؟
خواهرم به پدر مینگرد
از پشت گوشی تلفن؟!
و من به خواهر دیگرم
خیره میشوم
از فرسنگها راه وبه برادر کوچکترینم.
که شب یخ میزند
در نبودن شمع و شمعدانی خانه ی دیر پا
.
.
.
آرام برف میشوم .
۸۷/۱۱/۱۶
نیمه شب همچنان سرد بابل.
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 21:59 توسط مهدی روشن ضمیر طبری
|
مگر درخت تاول میزند؟!
از دور پیدا بود
نزدیکتر که میرسم
در نارنجی خوابهای تنهایشان
قارچها هستند که خیال تاول را
از تن درخت
به ذهن مسلولم متبادر میسازد
غروب میشوند درختان پوشیده از حریر طلسم قارچها
وشب تمام جنگل را در خود می پیچاند چنان
که جانی نمی ماند
تنها صدایی بیدار است
با چشمانی وق زده.
۸۷/۱۱/۱۳
در راه کوهستانی هراز.
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 1:33 توسط مهدی روشن ضمیر طبری
|
...دیر آمدی
باد آمد و تمام رویاها را با خود برد...
مهم نیست...هم اینکه آمدی خوب است.
خوش بیمویی جان دل.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 1:26 توسط مهدی روشن ضمیر طبری
|
...میدونستم که میای...!
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 1:19 توسط مهدی روشن ضمیر طبری
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 1:17 توسط مهدی روشن ضمیر طبری
|
...و چه اندازه تنم هوشیار است...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 1:14 توسط مهدی روشن ضمیر طبری
|
1.
می گفت موبایلم دیشب قفل کرد ...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 21:43 توسط مهدی روشن ضمیر طبری
|
اگرحنجره ی بلبل بیمار شود ....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 1:36 توسط مهدی روشن ضمیر طبری
|
به گنجشک که می رسی
سکوت کن
بگذار حرفهایش را
جیک جیک کند.
۸۷/۱۱/۲
بابل
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 5:47 توسط مهدی روشن ضمیر طبری
|