مرگ من شگفت زده با تولدم که
متولد شدسهمی برای ناپدیدیم نداشت.
جایز نبود دیگر نبودنم
وقتی که مرا خواست.
سرودن آغاز کردم
مرگ بیچاره ی من
گوشه ای را برایم میز شد
تا در بودن سهمگینم کمک کند.
من و مرگ با هم میمانیم
حتی اگر نباشیم برای دست روی هم گذاشتن
کاغذ را محکم گرفتن
و نوشتن بر روی هم.
در راه بابل –ساری
۸۸/۳/۳